die Handhabe
ابزار، وسیله، دستگیره، اهرم (برای انجام کاری یا اعمال نفوذ)
Beispiele
- Wir haben keine ''Handhabe'', hier einzuschreiten.ما هیچ ابزاری برای مداخله در اینجا نداریم.
- Dadurch, dass wir lange nichts unternommen haben, haben wir nun keine ''Handhabe'' mehr.به دلیل اینکه مدتها کاری انجام ندادیم، اکنون دیگر هیچ اهرمی نداریم.
- Wir Polizisten haben rechtlich keinerlei ''Handhabe'' gegen solch ein Verhalten.ما پلیسها از نظر قانونی هیچ ابزاری علیه چنین رفتاری نداریم.