handlungsunfähig
ناتوان از عمل، فلج، فاقد صلاحیت اقدام
Bedeutungen
1
کسی که به دلیل بیماری، جراحت یا دلایل دیگر قادر به انجام اعمال ارادی یا تصمیمگیری نیست.
- Nach dem Unfall war er vorübergehend handlungsunfähig.او پس از تصادف به طور موقت ناتوان از اقدام بود.
- Ein starker Schock kann jemanden kurzzeitig handlungsunfähig machen.شوک شدید میتواند فردی را برای مدت کوتاهی ناتوان از عمل کند.
- Die Krankheit machte sie vollständig handlungsunfähig.این بیماری او را کاملاً ناتوان از اقدام ساخت.
2
در حقوق، به فردی اطلاق میشود که به دلیل وضعیت ذهنی یا قانونی، فاقد صلاحیت قانونی برای انجام اقدامات حقوقی است.
- Das Gericht erklärte ihn wegen seiner psychischen Erkrankung für handlungsunfähig.دادگاه او را به دلیل بیماری روانیاش فاقد صلاحیت اقدام اعلام کرد.
- Ein handlungsunfähiger Betreuter kann keine Verträge mehr abschließen.یک قیم فاقد صلاحیت قانونی دیگر نمیتواند قرارداد ببندد.
- Die Erbschaft wurde einem Vormund anvertraut, da der Erbe noch minderjährig und somit handlungsunfähig war.میراث به قیم سپرده شد، زیرا وارث هنوز صغیر و در نتیجه فاقد صلاحیت اقدام بود.