handyfonieren
با موبایل صحبت کردن، موبایل کردن
Beispiele
- Gerade hatte ich mit jemandem ''handyfoniert,'' den ich von hier aus gerne grüße.همین الان با کسی موبایل کردم که دوست دارم از اینجا او را سلام برسانم.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
با تلفن همراه صحبت کردن (اصطلاح عامیانه و غیررسمی)
- Er handyfoniert den ganzen Tag.او تمام روز با موبایل صحبت میکند.
- Bitte nicht im Kino handyfonieren!لطفاً در سینما با موبایل صحبت نکنید!