entlanghangeln

Aussprache: /ɛntˈlaŋˌhaŋl̩n/
Worttrennung: ent·lang·han·geln
فعل

آویزان شدن و حرکت کردن در طول چیزی، خود را در امتداد چیزی کشیدن

Bedeutungen

1 an + Akkusativ (an jemanden / etwas entlanghangeln)

با گرفتن و آویزان شدن از چیزی، به آرامی و با زحمت در امتداد آن حرکت کردن.

  • Die Kinder hangelten sich am Seil den Baum entlang.بچه‌ها خود را با طناب در امتداد درخت کشیدند.
  • Er hangelte sich am Geländer die Treppe entlang.او خود را با گرفتن نرده از پله‌ها پایین کشید.
2 durch + Akkusativ

(مجازی) با زحمت و مشقت از پس کاری برآمدن، به سختی خود را اداره کردن، از مرحله‌ای به مرحله دیگر رسیدن.

  • Sie hangelte sich durch die schwierige Prüfung.او به سختی از پس امتحان دشوار برآمد.
  • Er hangelte sich von einem Job zum nächsten.او از شغلی به شغل دیگر به سختی خود را می‌گذراند.