entlanghangeln
آویزان شدن و حرکت کردن در طول چیزی، خود را در امتداد چیزی کشیدن
Bedeutungen
1
an + Akkusativ (an jemanden / etwas entlanghangeln)
با گرفتن و آویزان شدن از چیزی، به آرامی و با زحمت در امتداد آن حرکت کردن.
- Die Kinder hangelten sich am Seil den Baum entlang.بچهها خود را با طناب در امتداد درخت کشیدند.
- Er hangelte sich am Geländer die Treppe entlang.او خود را با گرفتن نرده از پلهها پایین کشید.
2
durch + Akkusativ
(مجازی) با زحمت و مشقت از پس کاری برآمدن، به سختی خود را اداره کردن، از مرحلهای به مرحله دیگر رسیدن.
- Sie hangelte sich durch die schwierige Prüfung.او به سختی از پس امتحان دشوار برآمد.
- Er hangelte sich von einem Job zum nächsten.او از شغلی به شغل دیگر به سختی خود را میگذراند.