hochhangeln

Aussprache: /ˈhoːxˌhaŋələn/
Worttrennung: hoch·han·geln
فعل

بالا رفتن با چنگ زدن، بالا خزیدن

Bedeutungen

1 sich (reflexiv) an + Dativ / Akkusativ

با استفاده از دست‌ها و بازوها، خود را به سمت بالا کشیدن، معمولاً در امتداد چیزی.

  • Das Kind hangelte sich am Seil den Baum hoch.کودک با چنگ زدن به طناب، خود را از درخت بالا کشید.
  • Er hangelte sich an den Felsen hoch, um den Gipfel zu erreichen.او با چنگ زدن به صخره‌ها، خود را بالا کشید تا به قله برسد.
2 sich (Akkusativ) (sich hochhangeln)

به صورت مجازی: به سختی و با تلاش زیاد به موقعیت یا جایگاه بالاتری رسیدن، پیشرفت کردن.

  • Sie hat sich vom Tellerwäscher zum Millionär hochgehangelt.او از یک ظرف‌شوی به یک میلیونر رسید.
  • Er musste sich durch die Hierarchie der Firma langsam hochhangeln.او مجبور بود به آرامی از طریق سلسله مراتب شرکت پیشرفت کند.