hanteln

Aussprache: /ˈhantl̩n/
Wortzerlegung: han·teln
فعل

با دمبل وزنه زدن، تمرین قدرتی انجام دادن

Beispiele

  • Wer regelmäßig ''hantelt,'' wird kräftiger.هر کس به طور منظم وزنه بزند، قوی‌تر می‌شود.
  • Hanteln'' muss man lernen. Deswegen sollte man als Anfänger mit dem Hanteln vorsichtig sein.باید وزنه زدن را یاد گرفت. به همین دلیل، مبتدیان باید در وزنه زدن احتیاط کنند.
  • Im Winter nutzen wir eine Sporthalle u.A. für Zirkel- und Wurftraining. Donnerstags kann im Verein je nach Lust und Wetter gelaufen, gepaddelt oder ''gehantelt'' werden.در زمستان از سالن ورزشی برای تمرینات دایره‌ای و پرتاب استفاده می‌کنیم. پنجشنبه‌ها در باشگاه، بسته به علاقه و آب و هوا، می‌توان دوید، پارو زد یا وزنه زد.

Bedeutungen

1 mit + Dativ

با چیزی کار کردن، چیزی را اداره کردن (اغلب با سختی یا ناشیانه)

  • Er hantelte sich mühsam mit den schweren Kisten ab.او با زحمت با جعبه‌های سنگین سر و کله می‌زد.
  • Sie hantelte mit den Werkzeugen, die sie nicht kannte.او با ابزارهایی که نمی‌شناخت کار می‌کرد.
2 sich + Präposition (z.B. an + Akkusativ, durch + Akkusativ)

(بازتابی) با زحمت خود را به جایی رساندن یا از موقعیتی عبور کردن

  • Er hantelte sich an der Wand hoch.او با زحمت خود را از دیوار بالا کشید.
  • Sie hantelte sich durch die Menschenmenge.او با زحمت از میان جمعیت راه خود را باز کرد.