Konjugierte Form
هماهنگ بودند، همصدا بودند، سازگار بودند
معانی و تعاریف harmonierten:
- همخوانی داشتن و ایجاد یک کل منسجم و دلنشین در زمینههای موسیقیایی، هنری، اجتماعی یا روابط بین فردی؛ همنوایی و توافق داشتن.
جملات نمونه برای harmonierten:
Die Farben des Gemäldes harmonieren auf eine subtile Weise miteinander.
رنگهای این نقاشی به شیوهای ظریف با یکدیگر همخوانی دارند.
Es ist entscheidend, dass die verschiedenen Abteilungen des Unternehmens miteinander harmonieren, um gemeinsame Ziele zu erreichen.
اینکه بخشهای مختلف شرکت برای دستیابی به اهداف مشترک با یکدیگر همنوایی داشته باشند، حیاتی است.