hart im Nehmen sein

Aussprache: /ˌhaʁt ɪm ˈneːmən zaɪ̯n/
Worttrennung: har·t im ·Neh·men ·sein
اصطلاح

سرسخت بودن، مقاوم بودن، تاب‌آور بودن (در برابر سختی‌ها)

Bedeutungen

1

توانایی تحمل مشکلات، سختی‌ها، درد یا انتقاد بدون از دست دادن روحیه یا نشان دادن ضعف.

  • Trotz der vielen Rückschläge ist sie hart im Nehmen und gibt nicht auf.او با وجود شکست‌های فراوان، سرسخت است و تسلیم نمی‌شود.
  • Er hat eine schwere Krankheit überstanden, weil er hart im Nehmen ist.او یک بیماری سخت را پشت سر گذاشت زیرا تاب‌آوری بالایی دارد.
  • Man muss hart im Nehmen sein, um in diesem Beruf erfolgreich zu sein.برای موفقیت در این شغل باید در برابر سختی‌ها مقاوم بود.