hartgekocht
آبپز سفت (تخم مرغ)
Bedeutungen
1
تخم مرغی که به طور کامل پخته شده و زرده و سفیده آن سفت شده است.
- Zum Frühstück esse ich gerne ein hartgekochtes Ei.من دوست دارم برای صبحانه یک تخم مرغ آبپز سفت بخورم.
- Die Eier müssen hartgekocht sein für den Salat.تخم مرغها برای سالاد باید آبپز سفت باشند.
- Er schälte das hartgekochte Ei sorgfältig.او با دقت تخم مرغ آبپز سفت را پوست کند.