hartzen

Aussprache: /ˈhaʁt͡sn̩/
Wortzerlegung: hart·zen
فعل

از مزایای بیکاری (Hartz IV) زندگی کردن، بیکار بودن و کاری نکردن (عاميانه)

Beispiele

  • Ich werde wohl ''hartzen.‘'' Für viele Jugendliche sieht die Zukunft nicht rosig aus.احتمالاً از مزایای بیکاری زندگی خواهم کرد.» برای بسیاری از جوانان، آینده روشن به نظر نمی‌رسد.

Bedeutungen

1 Intransitiv

(عامیانه، آلمان) کمک هزینه بیکاری (Hartz IV) دریافت کردن

  • Er hartzt schon seit Jahren.او سال‌هاست که کمک هزینه بیکاری دریافت می‌کند.
  • Viele junge Leute wollen nicht hartzen, sondern arbeiten.بسیاری از جوانان نمی‌خواهند کمک هزینه بیکاری بگیرند، بلکه می‌خواهند کار کنند.