hartzen
از مزایای بیکاری (Hartz IV) زندگی کردن، بیکار بودن و کاری نکردن (عاميانه)
Beispiele
- Ich werde wohl ''hartzen.‘'' Für viele Jugendliche sieht die Zukunft nicht rosig aus.احتمالاً از مزایای بیکاری زندگی خواهم کرد.» برای بسیاری از جوانان، آینده روشن به نظر نمیرسد.
Bedeutungen
1
Intransitiv
(عامیانه، آلمان) کمک هزینه بیکاری (Hartz IV) دریافت کردن
- Er hartzt schon seit Jahren.او سالهاست که کمک هزینه بیکاری دریافت میکند.
- Viele junge Leute wollen nicht hartzen, sondern arbeiten.بسیاری از جوانان نمیخواهند کمک هزینه بیکاری بگیرند، بلکه میخواهند کار کنند.