haschen
گرفتن، به چنگ آوردن، شکار کردن
Bedeutungen
1
nach + Dativ
به دنبال چیزی دویدن/گشتن، تعقیب کردن (اغلب با nach)
- Die Kinder haschten nach Schmetterlingen.بچهها به دنبال پروانهها میدویدند.
- Er haschte nach Atem.او نفسنفس میزد (به دنبال نفس بود).
2
Akkusativ
گرفتن، چنگ زدن (چیزی را)
- Der Junge haschte nach dem Ball.پسر به دنبال توپ چنگ زد.
- Sie haschte nach einem Strohhalm.او به دنبال یک کاه چنگ زد.