فعل
چرخ کردن، ریز ریز کردن گوشت یا سبزیجات
معانی و تعاریف haschieren:
- ریز ریز کردن، خرد کردن (مواد غذایی، به ویژه گوشت یا سیبزمینی، برای تهیه هاش)
جملات نمونه برای haschieren:
250g ''haschiertes'' Schweinefleisch zugeben!
۲۵۰ گرم گوشت خوک چرخکرده اضافه کنید!
Mama ''haschiert'' mit dem Wiegemesser allerhand Grünzeug.
مامان با چاقوی هلالی کلی سبزیجات را ریز میکند.
Die Kartoffeln werden für das Haschee haschiert.
سیبزمینیها برای هاش ریز ریز میشوند.