hasserfüllt
سرشار از کینه، تنفرآمیز، کینهتوزانه
Bedeutungen
1
پر از نفرت و خصومت؛ نشاندهنده تنفر شدید.
- Er blickte sie mit hasserfüllten Augen an.او با چشمانی سرشار از نفرت به او خیره شد.
- Die hasserfüllte Rede des Politikers spaltete die Nation.سخنرانی تنفرآمیز سیاستمدار ملت را دوپاره کرد.
- Sie sprach mit hasserfüllter Stimme über ihren ehemaligen Chef.او با صدایی سرشار از کینه درباره رئیس سابقش صحبت کرد.
2
ناشی از نفرت؛ بیانگر یا آمیخته با نفرت.
- Die hasserfüllte Gewalt eskalierte in der Nacht.خشونت ناشی از نفرت در طول شب تشدید شد.
- Seine hasserfüllten Kommentare im Internet waren schockierend.نظرات تنفرآمیز او در اینترنت تکاندهنده بود.
- Das war eine hasserfüllte Tat, die nicht zu rechtfertigen ist.این یک عمل کینهتوزانه بود که قابل توجیه نیست.