hasserfüllt

Aussprache: /ˈhasɐˌfʏlt/
Worttrennung: has·s·er·füllt
صفت

سرشار از کینه، تنفرآمیز، کینه‌توزانه

Bedeutungen

1

پر از نفرت و خصومت؛ نشان‌دهنده تنفر شدید.

  • Er blickte sie mit hasserfüllten Augen an.او با چشمانی سرشار از نفرت به او خیره شد.
  • Die hasserfüllte Rede des Politikers spaltete die Nation.سخنرانی تنفرآمیز سیاستمدار ملت را دوپاره کرد.
  • Sie sprach mit hasserfüllter Stimme über ihren ehemaligen Chef.او با صدایی سرشار از کینه درباره رئیس سابقش صحبت کرد.
2

ناشی از نفرت؛ بیانگر یا آمیخته با نفرت.

  • Die hasserfüllte Gewalt eskalierte in der Nacht.خشونت ناشی از نفرت در طول شب تشدید شد.
  • Seine hasserfüllten Kommentare im Internet waren schockierend.نظرات تنفرآمیز او در اینترنت تکان‌دهنده بود.
  • Das war eine hasserfüllte Tat, die nicht zu rechtfertigen ist.این یک عمل کینه‌توزانه بود که قابل توجیه نیست.