beisammenhaben
فراهم ساختن، کامل جمعآوری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas / jemanden + beisammenhaben)
تمامی مدارک، وسایل، اطلاعات یا افراد لازم را یکجا گردآوری کردن و موجود داشتن؛ فراهم کردن.
- Hast du alle Unterlagen für den Antrag beisammen?آیا تمام مدارک لازم برای درخواست را فراهم کردهای؟
- Wir müssen die wichtigsten Zeugen beisammenhaben, bevor wir mit dem Prozess beginnen.ما باید مهمترین شاهدان را جمع کنیم قبل از اینکه با روند دادرسی شروع کنیم.
2
Akkusativ (genug Geld + beisammenhaben)
پول کافی برای خرید یا انجام کاری را پسانداز و جمعآوری کرده بودن؛ اندوخته داشتن.
- Er hat endlich genug Geld für das neue Auto beisammen.او بالاخره پول کافی برای ماشین جدید را جمع کرده است.
- Wir hoffen, bis zum Sommer die Summe für die Reise beisammenzuhaben.ما امیدواریم تا تابستان مبلغ لازم برای سفر را جمع کنیم.