wiederhaben
دوباره به دست آوردن, پس گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wiederhaben)
چیزی یا سلامتیِ از دست رفته را دوباره پس گرفتن و به دست آوردن
- Nach langer Krankheit hat er seine Gesundheit endlich wiedergehabt.او پس از بیماری طولانی سرانجام سلامتی خود را دوباره به دست آورد.
- Ich hoffe, ich kann meinen verlorenen Schlüssel bald wiederhaben.امیدوارم بتوانم به زودی کلید گمشدهام را پس بگیرم.