aufhaben
به سر/چشم داشتن، باز بودن (کسب و کار)، تکلیف داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
پوشاک روی سر یا چشم (مانند کلاه، عینک، هدفون) را بر تن داشتن
- Er hat eine dunkle Sonnenbrille auf.او یک عینک آفتابی تیره به چشم دارد.
- Sie hatte einen warmen Mütze auf.او یک کلاه گرم به سر داشت.
2
intransitiv
باز بودن فروشگاه، مکان عمومی یا پنجره
- Die Bäckerei hat sonntags bis 12 Uhr auf.نانوایی یکشنبهها تا ساعت ۱۲ باز است.
3
Akkusativ
تکلیف خانگی یا وظیفهای برای انجام دادن داشتن
- Wie viel habt ihr in Mathe auf?چقدر مشق ریاضی به شما دادهاند/تکلیف دارید؟