aufhaben

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌhaːbn̩/
Wortzerlegung: auf·ha·ben
فعل

به سر/چشم داشتن، باز بودن (کسب و کار)، تکلیف داشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

پوشاک روی سر یا چشم (مانند کلاه، عینک، هدفون) را بر تن داشتن

  • Er hat eine dunkle Sonnenbrille auf.او یک عینک آفتابی تیره به چشم دارد.
  • Sie hatte einen warmen Mütze auf.او یک کلاه گرم به سر داشت.
2 intransitiv

باز بودن فروشگاه، مکان عمومی یا پنجره

  • Die Bäckerei hat sonntags bis 12 Uhr auf.نانوایی یکشنبه‌ها تا ساعت ۱۲ باز است.
3 Akkusativ

تکلیف خانگی یا وظیفه‌ای برای انجام دادن داشتن

  • Wie viel habt ihr in Mathe auf?چقدر مشق ریاضی به شما داده‌اند/تکلیف دارید؟