dabeihaben

Aussprache: /ˈdaːbaɪ̯ˌhaːbn̩/
Wortzerlegung: da·bei·ha·ben
فعل

همراه داشتن، در اختیار داشتن؛ همراه کردن، مشارکت دادن

Beispiele

  • Hast'' du die Fahrkarten ''dabei?بلیط‌ها را همراهت داری؟
  • Wenn du den Pass nicht ''dabeihast,'' brauchen wir gar nicht erst weiterzufahren.اگر پاسپورتت را همراهت نداشته باشی، اصلاً نباید بیشتر از این برویم.
  • Ich würde dich gerne ''dabeihaben,'' wenn ich zum Arzt in die Sprechstunde gehe.دوست دارم وقتی به مطب دکتر می‌روم، تو را همراهم داشته باشم.
  • Sie will ihren 50. groß feiern und auch alle Nachbarn ''dabeihaben.او می‌خواهد جشن ۵۰ سالگی خود را با شکوه برگزار کند و همه همسایه‌ها را هم همراه داشته باشد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را همراه خود داشتن یا حمل کردن

  • Hast du dein Handy dabeigehabt?آیا گوشی‌ات را همراهت داشتی؟
  • Ich habe immer meinen Ausweis dabei.من همیشه کارت شناسایی‌ام را همراهم دارم.