herhaben
به دست آوردن، وراثت بردن
Beispiele
- Wo ''hast'' Du denn diesen tollen Oldtimer ''her?این ماشین کلاسیک فوقالعاده را از کجا به دست آوردی؟
- Oft fragten mich Leute in der Metro, wo ich die tollen Schuhe ''herhätte.اغلب مردم در مترو از من میپرسیدند که آن کفشهای عالی را از کجا آوردهام.
Bedeutungen
1
Akkusativ + von + Dativ / aus + Dativ
چیزی را از جایی به دست آوردن، از جایی آوردن
- Wo hast du das Buch her?این کتاب را از کجا آوردهای؟
- Ich habe die Information von einem Freund her.این اطلاعات را از یک دوست به دست آوردهام.
2
Akkusativ
(عامیانه) چیزی را فهمیدن، درک کردن (معمولاً در جملات منفی یا سوالی)
- Ich weiß nicht, woher er das hat.نمیدانم او این را از کجا میداند/فهمیده است.
- Hast du das endlich her?بالاخره این را فهمیدی؟