herhaben

Aussprache: /ˈhɛʁˌhaːbn̩/
Wortzerlegung: her·ha·ben
فعل

به دست آوردن، وراثت بردن

Beispiele

  • Wo ''hast'' Du denn diesen tollen Oldtimer ''her?این ماشین کلاسیک فوق‌العاده را از کجا به دست آوردی؟
  • Oft fragten mich Leute in der Metro, wo ich die tollen Schuhe ''herhätte.اغلب مردم در مترو از من می‌پرسیدند که آن کفش‌های عالی را از کجا آورده‌ام.

Bedeutungen

1 Akkusativ + von + Dativ / aus + Dativ

چیزی را از جایی به دست آوردن، از جایی آوردن

  • Wo hast du das Buch her?این کتاب را از کجا آورده‌ای؟
  • Ich habe die Information von einem Freund her.این اطلاعات را از یک دوست به دست آورده‌ام.
2 Akkusativ

(عامیانه) چیزی را فهمیدن، درک کردن (معمولاً در جملات منفی یا سوالی)

  • Ich weiß nicht, woher er das hat.نمی‌دانم او این را از کجا می‌داند/فهمیده است.
  • Hast du das endlich her?بالاخره این را فهمیدی؟