beisammenhaben
فراهم ساختن، کامل جمعآوری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
تمامی مدارک، وسایل یا افراد لازم را یکجا گردآوری کردن و موجود داشتن
- Endlich habe ich alle Dokumente für den Visumantrag beisammen.بالاخره تمام مدارک لازم برای درخواست ویزا را یکجا جمع کردهام.
2
Akkusativ
پول کافی برای خرید یا کاری را پسانداز و جمعآوری کرده بودن
- Hast du das Geld für den Urlaub schon beisammen?آیا پول سفر را دیگر کامل جمع کردهای؟