übrighaben
اضافه/باقی داشتن, علاقهمند بودن (در جملات منفی), وقت داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas übrig haben)
مقدار، زمان یا چیزی را اضافه و باقیمانده داشتن.
- Ich habe noch zwei Äpfel übrig von gestern.من از دیروز دو سیب اضافه دارم.
- Hast du heute Abend noch Zeit übrig?آیا امشب هنوز وقت اضافه داری؟
2
für + Akkusativ (nichts für jemanden/etwas übrig haben)
علاقه یا ارزش قائل بودن برای کسی یا چیزی (اغلب به صورت منفی: nichts übrig haben für).
- Er hat nichts für moderne Kunst übrig.او علاقهای به هنر مدرن ندارد.
- Sie hat nicht viel für Smalltalk übrig.او علاقه زیادی به صحبتهای روزمره ندارد.