zurückhauen

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌhaʊ̯ən/
Worttrennung: zu·rück·hau·en
فعل

متقابلاً ضربه زدن، جواب دندان‌شکن دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden/etwas zurückhauen)

به صورت فیزیکی ضربه متقابل زدن یا کسی یا چیزی را پس زدن.

  • Der Boxer schlug hart zurück, als er getroffen wurde.بوکسور پس از ضربه خوردن، به شدت ضربه متقابل زد.
  • Der Hund knurrte und hieb mit der Pfote zurück.سگ غرولند کرد و با پنجه‌اش ضربه متقابل زد.
2 Akkusativ (jemanden/etwas zurückhauen)

به صورت مجازی یا کلامی تلافی کردن، مقابله به مثل کردن یا جواب دندان‌شکن دادن.

  • Sie ließ sich nicht beleidigen und hieb verbal zurück.او اجازه نداد توهین شود و از نظر کلامی جواب دندان‌شکن داد.
  • Der Politiker schlug den Angriffen seiner Gegner mit scharfen Worten zurück.سیاستمدار با سخنان تند به حملات مخالفانش پاسخ داد.