zurückhauen
متقابلاً ضربه زدن، جواب دندانشکن دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden/etwas zurückhauen)
به صورت فیزیکی ضربه متقابل زدن یا کسی یا چیزی را پس زدن.
- Der Boxer schlug hart zurück, als er getroffen wurde.بوکسور پس از ضربه خوردن، به شدت ضربه متقابل زد.
- Der Hund knurrte und hieb mit der Pfote zurück.سگ غرولند کرد و با پنجهاش ضربه متقابل زد.
2
Akkusativ (jemanden/etwas zurückhauen)
به صورت مجازی یا کلامی تلافی کردن، مقابله به مثل کردن یا جواب دندانشکن دادن.
- Sie ließ sich nicht beleidigen und hieb verbal zurück.او اجازه نداد توهین شود و از نظر کلامی جواب دندانشکن داد.
- Der Politiker schlug den Angriffen seiner Gegner mit scharfen Worten zurück.سیاستمدار با سخنان تند به حملات مخالفانش پاسخ داد.