haußen
بیرون
Bedeutungen
1
در خارج از یک مکان؛ بیرون. (شکل قدیمی یا محاورهای 'draußen' است).
- Die Kinder spielen haußen im Garten.بچهها بیرون در باغ بازی میکنند.
- Es ist kalt haußen, zieh dich warm an.بیرون سرد است، خودت را گرم بپوشان.
- Wir haben lange haußen gesessen und geredet.ما مدت طولانی بیرون نشستیم و صحبت کردیم.