hauchdünn

Aussprache: /ˈhaʊ̯xˌdʏn/
Worttrennung: hauch·dünn
صفت

بسیار نازک، کاغذی، (مجازی) ناچیز

Bedeutungen

1

به‌طور فوق‌العاده نازک، مانند یک لایه نازک هوا یا کاغذ؛ همچنین می‌تواند به معنای بسیار کم یا ناچیز به کار رود.

  • Die Scheibe war hauchdünn geschnitten.ورقه بسیار نازک بریده شده بود.
  • Er hatte nur einen hauchdünnen Vorteil gegenüber seinem Konkurrenten.او تنها یک برتری ناچیز نسبت به رقیبش داشت.
  • Die Haut des Babys ist noch hauchdünn.پوست نوزاد هنوز بسیار نازک است.