hauchdünn
بسیار نازک، کاغذی، (مجازی) ناچیز
Bedeutungen
1
بهطور فوقالعاده نازک، مانند یک لایه نازک هوا یا کاغذ؛ همچنین میتواند به معنای بسیار کم یا ناچیز به کار رود.
- Die Scheibe war hauchdünn geschnitten.ورقه بسیار نازک بریده شده بود.
- Er hatte nur einen hauchdünnen Vorteil gegenüber seinem Konkurrenten.او تنها یک برتری ناچیز نسبت به رقیبش داشت.
- Die Haut des Babys ist noch hauchdünn.پوست نوزاد هنوز بسیار نازک است.