umhauen
از پا درآوردن، سرنگون کردن، تحت تاثیر قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (چیزی را سرنگون کردن)
چیزی را (با ضربه) سرنگون کردن یا قطع کردن (مانند درخت).
- Der Sturm hat einen alten Baum umgehauen.طوفان یک درخت کهنسال را سرنگون کرد.
- Mit einem kräftigen Schlag haute er den Pfosten um.او با یک ضربه قوی تیرک را سرنگون کرد.
2
Akkusativ (کسی را تحت تاثیر قرار دادن)
(عامیانه) کسی را به شدت تحت تأثیر قرار دادن، شگفتزده کردن یا هیجانزده کردن.
- Die Geschichte des Mannes hat mich wirklich umgehauen.داستان آن مرد واقعاً مرا تحت تأثیر قرار داد.
- Sein Auftritt hat das Publikum total umgehauen.اجرای او تماشاگران را کاملاً شگفتزده کرد.
3
Akkusativ (کسی را از پا درآوردن)
(عامیانه) کسی را از پا درآوردن، بیمار کردن یا خسته کردن.
- Die Grippe hat ihn völlig umgehauen.آنفولانزا او را کاملاً از پا درآورد.
- Die lange Reise hat uns ganz schön umgehauen.سفر طولانی ما را حسابی خسته کرد.