hauptsächlich
عمدتاً، به طور عمده، اصلی
Bedeutungen
1
مهمترین، اصلیترین یا برجستهترین بخش یا جنبه.
- Das hauptsächlich Problem ist die Finanzierung.مشکل اصلی، تأمین مالی است.
- Die hauptsächlich Ursache für die Krankheit ist unbekannt.علت اصلی بیماری ناشناخته است.
- Sein hauptsächlich Interesse gilt der Musik.علاقه اصلی او به موسیقی معطوف است.
2
بیشتر، عمدتاً (به عنوان قید برای توصیف فراوانی یا اهمیت).
- Wir beschäftigen uns hauptsächlich mit Softwareentwicklung.ما عمدتاً با توسعه نرمافزار سروکار داریم.
- Die Teilnehmer kamen hauptsächlich aus Europa.شرکتکنندگان عمدتاً از اروپا آمده بودند.
- Er liest hauptsächlich Krimis.او عمدتاً رمانهای جنایی میخواند.