hausen

Aussprache: /ˈhaʊ̯zn̩/
Wortzerlegung: hau·sen
فعل

سکونت داشتن، ویرانی به بار آوردن

Beispiele

  • Das Unwetter hat gestern Abend schlimm ''gehaust.طوفان دیشب به شدت «ویرانی به بار آورد».
  • Im Dreißigjährigen Krieg ''hausten'' die Schweden schrecklich in hiesiger Gegend.در جنگ سی‌ساله، سوئدی‌ها در این منطقه به طرز وحشتناکی «ویرانی به بار آوردند».

Bedeutungen

1 in + Dativ

زندگی کردن یا اقامت داشتن (اغلب در شرایط ساده یا نامناسب)

  • Die Familie hauste in einer kleinen Hütte.خانواده در یک کلبه کوچک زندگی می‌کردند.
  • Er haust seit Jahren allein in den Bergen.او سال‌هاست که تنها در کوهستان زندگی می‌کند.
2 ohne Objekt

مجازاً: ویران کردن، خرابکاری کردن، به شدت آسیب رساندن

  • Der Sturm hat in der Region schlimm gehaust.طوفان در منطقه به شدت ویرانی به بار آورد.
  • Die Krankheit hauste in seinem Körper.بیماری در بدنش ویران می‌کرد (به شدت آسیب می‌رساند).