فعل
رونق گرفتن، افزایش یافتن (قیمتها، سهام)
معانی و تعاریف haussieren:
- دوره گردی کردن، دستفروشی کردن (کالاها را از خانه به خانه عرضه کردن)
- (بورس) با خرید زیاد، قیمت سهام را بالا بردن، سفتهبازی کردن
- (مجازی) چیزی را به شدت تبلیغ کردن، ترویج کردن
جملات نمونه برای haussieren:
„Die vor allem von der Steuerreform betroffenen Energieversorger und Versicherungen ''haussierten'' am Freitag mit zweistelligen Kursgewinnen.“
شرکتهای برق و بیمه که عمدتاً تحت تأثیر اصلاحات مالیاتی قرار گرفته بودند، روز جمعه با سودهای دو رقمی در قیمتها "رونق گرفتند".
Der Händler haussiert mit seinen Waren von Tür zu Tür.
تاجر کالاهای خود را خانه به خانه دوره گردی میکند.
Früher haussierten viele Verkäufer auf dem Land.
در گذشته بسیاری از فروشندگان در روستاها دستفروشی میکردند.