haussieren

Aussprache: /haʊ̯ˈsiːʁən/
Wortzerlegung: haus·sie·ren
فعل

رونق گرفتن، افزایش یافتن (قیمت‌ها، سهام)

Beispiele

  • Die vor allem von der Steuerreform betroffenen Energieversorger und Versicherungen ''haussierten'' am Freitag mit zweistelligen Kursgewinnen.شرکت‌های برق و بیمه که عمدتاً تحت تأثیر اصلاحات مالیاتی قرار گرفته بودند، روز جمعه با سودهای دو رقمی در قیمت‌ها "رونق گرفتند".

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

دوره گردی کردن، دستفروشی کردن (کالاها را از خانه به خانه عرضه کردن)

  • Der Händler haussiert mit seinen Waren von Tür zu Tür.تاجر کالاهای خود را خانه به خانه دوره گردی می‌کند.
  • Früher haussierten viele Verkäufer auf dem Land.در گذشته بسیاری از فروشندگان در روستاها دستفروشی می‌کردند.
2 (ohne Objekt)

(بورس) با خرید زیاد، قیمت سهام را بالا بردن، سفته‌بازی کردن

  • Die Spekulanten haussierten mit den Aktien, um den Preis zu erhöhen.سفته‌بازان با سهام سفته‌بازی کردند تا قیمت را بالا ببرند.
  • An der Börse wurde mit den neuen Technologien haussiert.در بورس با فناوری‌های جدید سفته‌بازی می‌شد.
3 für + Akkusativ

(مجازی) چیزی را به شدت تبلیغ کردن، ترویج کردن

  • Er haussiert für seine politischen Ansichten.او به شدت دیدگاه‌های سیاسی خود را تبلیغ می‌کند.
  • Man sollte nicht so aggressiv für fragwürdige Produkte haussieren.نباید اینقدر تهاجمی برای محصولات مشکوک تبلیغ کرد.