einhauen
به چیزی ضربه زدن و آن را خراب کردن؛ کندهکاری کردن؛ حمله کردن؛ خوردن (غذا)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas einhauen)
با ضربه چیزی را به داخل چیزی دیگر فرو بردن یا سوراخ کردن؛ کندهکاری کردن.
- Der Holzfäller haute mit seiner Axt in den Baum ein.هیزمشکن با تبرش به درخت ضربه زد و آن را شکافت.
- Er haute mit dem Hammer ein Loch in die Wand.او با چکش سوراخی در دیوار ایجاد کرد.
2
Akkusativ (Essen)
(محاوره) مقدار زیادی غذا را به سرعت خوردن، بلعیدن.
- Nach der langen Wanderung haben wir richtig reingehauen.بعد از پیادهروی طولانی، حسابی غذا خوردیم.
- Er haut sich den Kuchen rein.او کیک را با ولع میخورد.
3
auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas einhauen)
(محاوره) کسی را به شدت مورد انتقاد قرار دادن یا به او حمله کلامی کردن.
- Der Chef hat heute auf seinen Mitarbeiter eingehauen.رئیس امروز به شدت از کارمندش انتقاد کرد.
- Die Presse haut auf die Regierung ein.مطبوعات به شدت به دولت حمله میکنند.