einhauen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌhaʊ̯ən/
Worttrennung: ein·hau·en
فعل

به چیزی ضربه زدن و آن را خراب کردن؛ کنده‌کاری کردن؛ حمله کردن؛ خوردن (غذا)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas einhauen)

با ضربه چیزی را به داخل چیزی دیگر فرو بردن یا سوراخ کردن؛ کنده‌کاری کردن.

  • Der Holzfäller haute mit seiner Axt in den Baum ein.هیزم‌شکن با تبرش به درخت ضربه زد و آن را شکافت.
  • Er haute mit dem Hammer ein Loch in die Wand.او با چکش سوراخی در دیوار ایجاد کرد.
2 Akkusativ (Essen)

(محاوره) مقدار زیادی غذا را به سرعت خوردن، بلعیدن.

  • Nach der langen Wanderung haben wir richtig reingehauen.بعد از پیاده‌روی طولانی، حسابی غذا خوردیم.
  • Er haut sich den Kuchen rein.او کیک را با ولع می‌خورد.
3 auf + Akkusativ (auf jemanden / etwas einhauen)

(محاوره) کسی را به شدت مورد انتقاد قرار دادن یا به او حمله کلامی کردن.

  • Der Chef hat heute auf seinen Mitarbeiter eingehauen.رئیس امروز به شدت از کارمندش انتقاد کرد.
  • Die Presse haut auf die Regierung ein.مطبوعات به شدت به دولت حمله می‌کنند.