einheben
جا زدن (با بلند کردن)، جمعآوری کردن (مالیات/عوارض)
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ in + Akkusativ)
در یا پنجره یا قطعهای سنگین را با بلند کردن در لولا یا جایگاهش جا زدن
- Nach den Malerarbeiten mussten wir die schweren Türen wieder einheben.بعد از نقاشی مجبور شدیم درهای سنگین را دوباره جا بزنیم.
- Der Handwerker hob das Fenster vorsichtig in den Rahmen ein.تعمیرکار پنجره را با احتیاط در قاب جا زد.
2
Akkusativ (+ von + Dativ)
(رسمی/در اتریش) جمعآوری و دریافت نمودن مالیات، عوارض یا شهریه
- Die Behörde hebt ab nächstem Jahr eine neue Steuer ein.اداره مربوطه از سال آینده مالیات جدیدی دریافت خواهد کرد.
- Parkgebühren werden in diesem Bereich stündlich eingehoben.عوارض پارک در این منطقه به صورت ساعتی جمعآوری میشود.