abheben
برداشت کردن (پول)، بلند شدن (هواپیما)، متمایز بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ von + Dativ)
برداشت کردن وجه نقد از حساب بانکی یا دستگاه خودپرداز
- Ich muss noch 100 Euro am Geldautomaten abheben.من باید ۱۰۰ یورو دیگر از عابربانک برداشت کنم.
- Sie hat die gesamte Summe von ihrem Konto abgehoben.او کل مبلغ را از حسابش برداشت کرد.
2
intransitiv (Perfekt mit sein)
بلند شدن هواپیما، هلیکوپتر یا پرنده از روی زمین
- Das Flugzeug ist pünktlich um 8 Uhr abgehoben.هواپیما راس ساعت ۸ پرواز کرد (از زمین بلند شد).
- Wegen des starken Windes konnte die Maschine nicht abheben.به دلیل باد شدید هواپیما نتوانست بلند شود.
3
Akkusativ
برداشتن (تلفن، درب، کارت بازی)
- Das Telefon klingelte mehrmals, aber niemand hob ab.تلفن چند بار زنگ خورد اما کسی گوشی را برنداشت.
- Bevor man die Karten verteilt, muss der Nachbar abheben.قبل از پخش کردن کارتها، نفر کنار باید کارتها را برش بزند (بردارد).
4
sich + von + Dativ
متمایز بودن، برجسته بودن و تفاوت داشتن از دیگران
- Das neue Modell hebt sich durch sein Design deutlich von der Konkurrenz ab.مدل جدید به دلیل طراحیاش به وضوح از رقبا متمایز است.
- Ihr Sprachstil hebt sich positiv von den anderen Bewerbern ab.سبک بیان او به صورت مثبت از بقیه متقاضیان متمایز است.