abheben

Aussprache: /ˈapˌheːbn̩/
Wortzerlegung: ab·he·ben
فعل

برداشت کردن (پول)، بلند شدن (هواپیما)، متمایز بودن

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ von + Dativ)

برداشت کردن وجه نقد از حساب بانکی یا دستگاه خودپرداز

  • Ich muss noch 100 Euro am Geldautomaten abheben.من باید ۱۰۰ یورو دیگر از عابربانک برداشت کنم.
  • Sie hat die gesamte Summe von ihrem Konto abgehoben.او کل مبلغ را از حسابش برداشت کرد.
2 intransitiv (Perfekt mit sein)

بلند شدن هواپیما، هلیکوپتر یا پرنده از روی زمین

  • Das Flugzeug ist pünktlich um 8 Uhr abgehoben.هواپیما راس ساعت ۸ پرواز کرد (از زمین بلند شد).
  • Wegen des starken Windes konnte die Maschine nicht abheben.به دلیل باد شدید هواپیما نتوانست بلند شود.
3 Akkusativ

برداشتن (تلفن، درب، کارت بازی)

  • Das Telefon klingelte mehrmals, aber niemand hob ab.تلفن چند بار زنگ خورد اما کسی گوشی را برنداشت.
  • Bevor man die Karten verteilt, muss der Nachbar abheben.قبل از پخش کردن کارت‌ها، نفر کنار باید کارت‌ها را برش بزند (بردارد).
4 sich + von + Dativ

متمایز بودن، برجسته بودن و تفاوت داشتن از دیگران

  • Das neue Modell hebt sich durch sein Design deutlich von der Konkurrenz ab.مدل جدید به دلیل طراحی‌اش به وضوح از رقبا متمایز است.
  • Ihr Sprachstil hebt sich positiv von den anderen Bewerbern ab.سبک بیان او به صورت مثبت از بقیه متقاضیان متمایز است.