aufheben
برداشتن (از زمین)، نگه داشتن/حفظ کردن، لغو کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ vom + Dativ)
چیزی را از روی زمین یا سطح بلند کردن و برداشتن
- Er bückte sich und hob den heruntergefallenen Stift auf.او خم شد و خودکارِ افتاده را از زمین برداشت.
- Kannst du bitte das Papier vom Boden aufheben?میتوانی لطفاً کاغذ را از روی زمین برداری؟
2
Akkusativ
چیزی را برای استفاده در آینده یا به عنوان یادگاری نگه داشتن و حفظ کردن
- Ich hebe alle Quittungen für die Steuererklärung auf.من تمام رسیدها را برای اظهارنامه مالیاتی نگه میدارم.
- Diesen alten Brief sollte man sorgfältig aufheben.این نامه قدیمی را باید با دقت نگه داشت.
3
Akkusativ
لغو کردن، باطل ساختن یا خاتمه دادن به حکم، قانون، تحریم یا محدودیت
- Das Gericht hat das frühere Urteil wegen neuer Beweise aufgehoben.دادگاه حکم قبلی را به دلیل مدارک جدید لغو کرد.
- Die Regierung hat das Versammlungsverbot wieder aufgehoben.دولت ممنوعیت تجمع را دوباره لغو کرد.