aufheben

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌheːbn̩/
Wortzerlegung: auf·he·ben
فعل

برداشتن (از زمین)، نگه داشتن/حفظ کردن، لغو کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ vom + Dativ)

چیزی را از روی زمین یا سطح بلند کردن و برداشتن

  • Er bückte sich und hob den heruntergefallenen Stift auf.او خم شد و خودکارِ افتاده را از زمین برداشت.
  • Kannst du bitte das Papier vom Boden aufheben?می‌توانی لطفاً کاغذ را از روی زمین برداری؟
2 Akkusativ

چیزی را برای استفاده در آینده یا به عنوان یادگاری نگه داشتن و حفظ کردن

  • Ich hebe alle Quittungen für die Steuererklärung auf.من تمام رسیدها را برای اظهارنامه مالیاتی نگه می‌دارم.
  • Diesen alten Brief sollte man sorgfältig aufheben.این نامه قدیمی را باید با دقت نگه داشت.
3 Akkusativ

لغو کردن، باطل ساختن یا خاتمه دادن به حکم، قانون، تحریم یا محدودیت

  • Das Gericht hat das frühere Urteil wegen neuer Beweise aufgehoben.دادگاه حکم قبلی را به دلیل مدارک جدید لغو کرد.
  • Die Regierung hat das Versammlungsverbot wieder aufgehoben.دولت ممنوعیت تجمع را دوباره لغو کرد.