ausheben

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌheːbn̩/
Wortzerlegung: aus·he·ben
فعل

حفر کردن، متلاشی کردن (باند/مخفیگاه)، درآوردن (در از لولا)

Bedeutungen

1 Akkusativ

حفر کردن زمین جهت ایجاد چاله، پی یا گودال

  • Die Bauarbeiter hoben eine tiefe Baugrube für das Fundament aus.کارگران گودال عمیقی برای شالوده ساختمان حفر کردند.
  • Für den neuen Baum muss ein ausreichend großes Loch ausgehoben werden.برای درخت جدید باید چاله‌ای به اندازه کافی بزرگ کنده شود.
2 Akkusativ

کشف و متلاشی ساختن مخفیگاه یا گروه غیرقانونی و مجرمانه

  • Die Polizei konnte ein Versteck von Schmugglerbanden erfolgreich ausheben.پلیس توانست با موفقیت مخفیگاه باند قاچاقچیان را متلاشی کند.
  • Eine Spezialeinheit hob das illegale Casino aus.یک یگان ویژه کازینوی غیرقانونی را متلاشی کرد.
3 Akkusativ

برداشتن و درآوردن در یا پنجره از روی لولا یا جایگاه آن

  • Um die Möbel einzutragen, mussten wir die Tür aus den Angeln ausheben.برای آوردن اثاثیه مجبور شدیم در را از لولا درآوریم.
  • Er hob das Fenster vorsichtig aus dem Rahmen aus.او پنجره را با احتیاط از قاب درآورد.