hechten
شیرجه زدن (مانند ماهی)، به سرعت به سمت چیزی جهیدن
Beispiele
- Bärbel überraschte uns immer wieder, an dem Sonntag ''hechtete'' sie vom Dreier, wo wir uns nur eine Arschbombe zutrauten.باربل همیشه ما را شگفتزده میکرد، آن یکشنبه او از تخته سه متری شیرجه زد، جایی که ما فقط جرات یک 'آرشبومبه' (نوعی شیرجه) را داشتیم.
- Als der Porsche weiter auf ihn zuhält, ''hechtet'' er zurück auf den Bürgersteig, wobei er sich Hände und Knie aufschürft.وقتی پورشه همچنان به سمت او میآید، او به عقب روی پیادهرو شیرجه میزند و در این حین دستها و زانوهایش خراشیده میشود.
- Der Torwart ''hechtete'' nach dem Ball, den er noch mit den Fingerspitzen erreichte.دروازهبان به سمت توپ شیرجه زد که هنوز با نوک انگشتانش به آن رسید.
- Sie ''hechtet'' zum Bahnhof, um den letzten Zug doch noch zu erreichen.او به سمت ایستگاه قطار شیرجه میزند تا شاید آخرین قطار را بگیرد.
Bedeutungen
1
nach + Dativ / in + Akkusativ
با یک حرکت سریع و ناگهانی به جلو یا به سمت پایین پریدن یا شیرجه زدن
- Der Torwart hechtete nach dem Ball und konnte ihn halten.دروازهبان به سمت توپ شیرجه زد و توانست آن را بگیرد.
- Sie hechtete ins Wasser, um das Kind zu retten.او به داخل آب شیرجه زد تا بچه را نجات دهد.