hecken

Aussprache: /ˈhɛkn̩/
Wortzerlegung: he·cken
فعل

تولید کردن، خلق کردن (معمولاً با پسوندها یا به صورت عامیانه)

Beispiele

  • Im zinstragenden Kapital ist daher dieser automatische Fetisch rein herausgearbeitet, der sich selbst verwertende Wert, Geld ''heckendes'' Geld, und trägt es in dieser Form keine Narben seiner Entstehung mehr.بنابراین در سرمایه بهره‌آور، این فتیش خودکار به خالص‌ترین شکل کار شده است، ارزشی که خود را بارور می‌کند، پولی که پول می‌آورد، و در این شکل دیگر هیچ اثری از زخم‌های پیدایش خود به همراه ندارد.

Bedeutungen

1 intransitiv

تخم گذاشتن و جوجه بیرون آوردن (برای پرندگان).

  • Die Vögel hecken im Frühling ihre Jungen aus.پرندگان در بهار جوجه‌های خود را از تخم درمی‌آورند.
  • In diesem Nest hecken jedes Jahr Amseln.در این لانه هر سال توکاهای سیاه جوجه درمی‌آورند.
2 Akkusativ

مخفیانه نقشه‌ای را طراحی کردن یا توطئه چیدن.

  • Sie heckten einen Plan aus, um die Überraschungsparty zu organisieren.آن‌ها برای سازماندهی جشن غافلگیری نقشه‌ای کشیدند.
  • Die Verschwörer heckten eine Intrige gegen den König.توطئه‌گران دسیسه‌ای علیه پادشاه چیدند.