heeren
غارت کردن، ویران کردن، تاخت و تاز کردن
Beispiele
- Der König hörte, dass in seinem Reiche ''geheert'' worden war.پادشاه شنید که در قلمرو او غارت شده بود.
- Oswald brannte die Dörfer ab und ''heerte'' mit seinen Soldaten zwanzig Tage durch das Land.اسوالد روستاها را به آتش کشید و بیست روز با سربازانش در سرزمین تاخت و تاز کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(قدیمی، ادبی) ویران کردن، غارت کردن، به خاک و خون کشیدن (معمولاً توسط ارتش یا بلایای طبیعی)
- Die feindlichen Truppen heerten das Land und seine Bewohner.نیروهای دشمن سرزمین و ساکنان آن را ویران کردند.
- Eine Heuschreckenplage heerte die gesamte Ernte der Region.یک بلای ملخزدگی تمام محصول منطقه را ویران کرد.