فعل
منگنه کردن، چسباندن، وصل کردن
معانی و تعاریف heften:
- چیزی را با سوزن، گیره یا چسب محکم کردن
- (خیاطی) چیزی را به طور موقت با کوکهای بزرگ به هم دوختن
- (sich heften an) به کسی/چیزی چسبیدن، محکم گرفتن
جملات نمونه برای heften:
„Kein Problem, denkt auch Daenerys, und ''heftet'' ihm eine schwertförmige Brosche ans Revers, die ihn zur ‚Hand der Königin‘ macht.“
یک سنجاق سینه شمشیری شکل به یقه او وصل کرد که او را «یار ملکه» میساخت.
Er heftete das Plakat an die Wand.
او پوستر را به دیوار چسباند.
Sie heftete die Blätter mit einer Büroklammer zusammen.
او برگهها را با یک گیره کاغذ به هم سنجاق کرد.