heiße Luft

Aussprache: /ˈhaɪ̯sə ˈlʊft/
Worttrennung: hei·ße Luft
اصطلاح

حرف مفت، حرف‌های بی‌اساس، لاف زدن

Bedeutungen

1

صحبت‌های بی‌محتوا، وعده‌های پوچ یا ادعاهای اغراق‌آمیز که هیچ پشتوانه‌ای ندارند.

  • Seine Versprechungen waren nur heiße Luft, er hat nichts davon gehalten.وعده‌های او فقط حرف مفت بود، او به هیچ‌کدام عمل نکرد.
  • Die Politiker reden viel heiße Luft, aber es passiert nichts Konkretes.سیاستمداران حرف‌های بی‌اساس زیادی می‌زنند، اما هیچ اتفاق مشخصی نمی‌افتد.
  • Glaub ihm nicht, das ist alles heiße Luft.به او اعتماد نکن، این‌ها همه‌اش حرف مفت است.