heiße Luft
حرف مفت، حرفهای بیاساس، لاف زدن
Bedeutungen
1
صحبتهای بیمحتوا، وعدههای پوچ یا ادعاهای اغراقآمیز که هیچ پشتوانهای ندارند.
- Seine Versprechungen waren nur heiße Luft, er hat nichts davon gehalten.وعدههای او فقط حرف مفت بود، او به هیچکدام عمل نکرد.
- Die Politiker reden viel heiße Luft, aber es passiert nichts Konkretes.سیاستمداران حرفهای بیاساس زیادی میزنند، اما هیچ اتفاق مشخصی نمیافتد.
- Glaub ihm nicht, das ist alles heiße Luft.به او اعتماد نکن، اینها همهاش حرف مفت است.