heiß

Aussprache: /haɪ̯s/
Worttrennung: heiß
صفت

داغ، گرم؛ حساس یا پرهیجان

Bedeutungen

1

دارای دمای بالا، داغ.

  • Die Suppe ist noch sehr heiß.سوپ هنوز خیلی داغ است.
  • An heißen Sommertagen trinken wir viel Wasser.در روزهای گرم تابستان، ما آب زیادی می‌نوشیم.
  • Fass das nicht an, das ist heiß!به آن دست نزن، داغ است!
2

پرشور، هیجان‌انگیز، جذاب یا مورد علاقه شدید.

  • Das ist gerade ein heißes Thema in der Politik.این یک موضوع داغ (حساس) در سیاست است.
  • Er hat eine heiße Leidenschaft für Musik.او اشتیاق شدیدی برای موسیقی دارد.
  • Die Diskussion wurde sehr heiß geführt.بحث بسیار پرشوری در گرفت.