heiß
داغ، گرم؛ حساس یا پرهیجان
Bedeutungen
1
دارای دمای بالا، داغ.
- Die Suppe ist noch sehr heiß.سوپ هنوز خیلی داغ است.
- An heißen Sommertagen trinken wir viel Wasser.در روزهای گرم تابستان، ما آب زیادی مینوشیم.
- Fass das nicht an, das ist heiß!به آن دست نزن، داغ است!
2
پرشور، هیجانانگیز، جذاب یا مورد علاقه شدید.
- Das ist gerade ein heißes Thema in der Politik.این یک موضوع داغ (حساس) در سیاست است.
- Er hat eine heiße Leidenschaft für Musik.او اشتیاق شدیدی برای موسیقی دارد.
- Die Diskussion wurde sehr heiß geführt.بحث بسیار پرشوری در گرفت.