heißgeliebt

Aussprache: /ˈhaɪ̯sɡəˌliːpt/
Worttrennung: heiß·ge·liebt
صفت

بسیار محبوب، مورد علاقه شدید

Bedeutungen

1

مورد علاقه شدید و عمیق، بسیار دوست داشته شده.

  • Das ist mein heißgeliebtes altes Fahrrad.این دوچرخه قدیمی مورد علاقه شدید من است.
  • Sie sprach über ihren heißgeliebten Hund, der leider verstorben war.او درباره سگ بسیار محبوبش صحبت کرد که متاسفانه فوت کرده بود.
  • Der Autor hat eine Sammlung seiner heißgeliebten Gedichte veröffentlicht.نویسنده مجموعه‌ای از اشعار بسیار محبوب خود را منتشر کرده است.