heißmachen
داغ کردن (غذا)؛ هیجانزده یا تحریک کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
غذا، نوشیدنی یا شیئی را داغ و داغتر کردن.
- Kannst du mir bitte die Milch heißmachen?میتوانی لطفاً شیر را برایم داغ کنی؟
- Er hat das Essen in der Mikrowelle heißgemacht.او غذا را در مایکروویو داغ کرد.
2
Akkusativ
کسی را هیجانزده، مشتاق یا از نظر احساسی/جنسی تحریک کردن.
- Die Werbung hat die Fans richtig heißgemacht auf das Spiel.تبلیغات طرفداران را برای بازی واقعاً هیجانزده کرد.
- Ihr Job war es, die Männer in der Bar heißzumachen.وظیفه آنها این بود که مردان را در بار تحریک کنند.