heißzumachen
گرم کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به معنای ایجاد حرارت یا افزایش دما در چیزی، اغلب در متون فنی یا علمی. (شکل مصدری با 'zu' برای جملات مجهول یا ساختارهای خاص)
- Es ist wichtig, die Probe vor der Analyse heißzumachen, um die Viskosität zu reduzieren.گرم کردن نمونه قبل از تجزیه و تحلیل برای کاهش ویسکوزیته مهم است.
- Der Ingenieur erklärte, wie man die Metallteile präzise heißmachen muss, damit sie sich perfekt verbinden.مهندس توضیح داد که چگونه باید قطعات فلزی را با دقت داغ کرد تا به طور کامل به هم متصل شوند.
2
Akkusativ
به معنای تحریک کردن، تهییج کردن یا برانگیختن احساسات یا واکنشهای شدید در کسی، اغلب در متون سیاسی، اجتماعی یا ادبی. (شکل مصدری با 'zu' برای جملات مجهول یا ساختارهای خاص)
- Die Propaganda zielte darauf ab, die Bevölkerung gegen die ausländische Macht heißzumachen.تبلیغات با هدف تحریک جمعیت علیه قدرت خارجی انجام شد.
- Er verstand es, seine Zuhörer durch rhetorische Mittel emotional heißzumachen und für seine Sache zu gewinnen.او توانست با ابزارهای بلاغی، شنوندگان خود را از نظر احساسی تهییج کرده و برای آرمان خود جلب کند.