heimleuchten

Aussprache: /ˈhaɪ̯mˌlɔɪ̯çtn̩/
Wortzerlegung: heim·leuch·ten
فعل

کسی را سرزنش کردن/توبیخ کردن (معنای رایج)، کسی را با چراغ تا خانه همراهی کردن (معنای قدیمی)

Beispiele

  • Dem habe ich ''heimgeleuchtet.من او را حسابی سرزنش کردم.
  • Dem werde ich gehörig ''heimleuchten!من او را حسابی توبیخ خواهم کرد!
  • Kannst du mir bitte ''heimleuchten?می‌توانی لطفاً با چراغ مرا تا خانه همراهی کنی؟

Bedeutungen

1 transitiv (Dativ)

با نور (چراغ) کسی را به خانه راهنمایی کردن یا مشایعت کردن

  • Ich leuchte dir mit der Taschenlampe heim.من با چراغ قوه تو را تا خانه راهنمایی می‌کنم.
  • Der Vater leuchtete seinen Kindern den Weg heim.پدر راه خانه را برای فرزندانش روشن کرد.
2 transitiv (Dativ)

(مجازی) کسی را به راه راست هدایت کردن، به او درس عبرت دادن (اغلب با کنایه)

  • Das wird ihm noch heimleuchten, wenn er so weitermacht.اگر او اینطور ادامه دهد، این کار عواقب بدی برایش خواهد داشت (به او درس عبرت خواهد داد).
  • Man muss ihm mal richtig heimleuchten, damit er seine Fehler erkennt.باید به او درس عبرت خوبی داد تا اشتباهاتش را بفهمد.