heimleuchten
کسی را سرزنش کردن/توبیخ کردن (معنای رایج)، کسی را با چراغ تا خانه همراهی کردن (معنای قدیمی)
Beispiele
- Dem habe ich ''heimgeleuchtet.من او را حسابی سرزنش کردم.
- Dem werde ich gehörig ''heimleuchten!من او را حسابی توبیخ خواهم کرد!
- Kannst du mir bitte ''heimleuchten?میتوانی لطفاً با چراغ مرا تا خانه همراهی کنی؟
Bedeutungen
1
transitiv (Dativ)
با نور (چراغ) کسی را به خانه راهنمایی کردن یا مشایعت کردن
- Ich leuchte dir mit der Taschenlampe heim.من با چراغ قوه تو را تا خانه راهنمایی میکنم.
- Der Vater leuchtete seinen Kindern den Weg heim.پدر راه خانه را برای فرزندانش روشن کرد.
2
transitiv (Dativ)
(مجازی) کسی را به راه راست هدایت کردن، به او درس عبرت دادن (اغلب با کنایه)
- Das wird ihm noch heimleuchten, wenn er so weitermacht.اگر او اینطور ادامه دهد، این کار عواقب بدی برایش خواهد داشت (به او درس عبرت خواهد داد).
- Man muss ihm mal richtig heimleuchten, damit er seine Fehler erkennt.باید به او درس عبرت خوبی داد تا اشتباهاتش را بفهمد.