Konjugierte Form
برمیگرداندند (شکل صرف شده فعل heim)
معانی و تعاریف heimsten:
- کسب کردن و به دست آوردن موفقیتها، افتخارات، جوایز یا دستاوردهای قابل توجه، اغلب در رقابت یا به عنوان نتیجه تلاش زیاد.
جملات نمونه برای heimsten:
Der erfahrene Diplomat heimste für seine Vermittlungsbemühungen internationale Anerkennung ein.
دیپلمات باتجربه برای تلاشهای میانجیگری خود، شهرت بینالمللی را کسب کرد.
Die innovative Firma heimste zahlreiche Auszeichnungen für ihre wegweisenden Produkte ein.
شرکت نوآور، جوایز متعددی را برای محصولات پیشگامانه خود به دست آورد.