heimsuchen

Aussprache: /ˈhaɪ̯mˌzuːxn̩/
Wortzerlegung: heim·su·chen
فعل

گرفتار کردن، بلا نازل کردن، به سراغ کسی آمدن (با نیت بد)

Beispiele

  • In der Nacht ''wird'' sie von Geistern und Dämonen ''heimgesucht.در شب، او توسط ارواح و شیاطین تسخیر می‌شود.
  • Die Villa wurde schon zwei Mal von Einbrechern ''heimgesucht.ویلا قبلاً دو بار مورد دستبرد سارقان قرار گرفته بود.
  • Meine Rächer werden euch ''heimsuchen'' und zur Verantwortung ziehen.انتقام‌جویان من به سراغ شما خواهند آمد و شما را مسئول خواهند دانست.
  • Und wieder hat eine Seuche das ohnehin geplagte Land ''heimgesucht.و باز هم یک بیماری همه‌گیر به این کشور از پیش گرفتار شده هجوم آورد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

مبتلا کردن، گرفتار کردن (معمولاً در مورد بدبختی، بیماری یا بلایای طبیعی)

  • Eine schwere Krankheit suchte die Region heim.یک بیماری سخت منطقه را گرفتار کرد.
  • Das Unglück suchte die Familie immer wieder heim.بدشانسی بارها و بارها این خانواده را آزار می‌داد.
2 Akkusativ

تسخیر کردن، آزار دادن (توسط ارواح یا خاطرات)

  • Es heißt, dass ein alter Geist das Schloss heimsucht.گفته می‌شود که یک روح قدیمی این قلعه را تسخیر کرده است.
  • Die Erinnerungen an den Krieg suchten ihn jede Nacht heim.خاطرات جنگ هر شب او را آزار می‌داد.