heimtrauen

Aussprache: /ˈhaɪ̯mˌtʁaʊ̯ən/
Wortzerlegung: heim·trau·en
فعل

جرأت رفتن به خانه را پیدا کردن (با وجود انتظار اتفاقات ناخوشایند)

Beispiele

  • Erst spät am Abend ''hatte'' Hansl ''sich'' dann endlich ''heimgetraut'' – allein. Die Angst vor Strafe hatte ihn weinend und völlig verstört durch die Gassen irren lassen, bis er es schließlich nicht mehr ausgehalten hatte.خیلی دیر وقت بود که هانسل بالاخره جرأت کرد به تنهایی به خانه برگردد. ترس از تنبیه او را در کوچه‌ها سرگردان و گریان و کاملاً آشفته کرده بود تا اینکه دیگر نتوانست تحمل کند.

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem)

به کسی اعتماد کردن که به خانه برگردد، به کسی اجازه بازگشت به خانه دادن (با اعتماد)

  • Nach all den Problemen traut sie ihm nicht mehr heim.بعد از تمام مشکلات، او دیگر به او اعتماد نمی‌کند که به خانه برگردد.
  • Wir trauen dem verlorenen Sohn wieder heim.ما به پسر گمشده دوباره اعتماد می‌کنیم که به خانه برگردد.